خرید بک لینک
این روزا شکفتن گل زبونته دخمل گل شیطونم.

هر کلمه ای رو بهت بگیم تکرار می کنی و علاوه بر اون دیگه حرکتها رو چیش بینی میکنی!! من میرسم خونه ، میدوی واسم شلوار ، شلوارک میاری، دستامو که میشورم حوله میاری، غذا که اماده میشه : بابایی یا دادا، تووو(تور= بلند شو) ، بیا و ....

بشدت هم خرابکاری و منم میگم به مامام رفتی گلم !1

برچسب: نویسنده: آرشان مقدم تاريخ: سه شنبه 20 تير 1396 ساعت: 16:36

این روزا کاملا شیطون و غیر قابل کنترل شدی عزیزم!!

به حرفت که نخوایم گوش کوش کنیم با جیغ ردیفش می کنی !

زبونتم که روز به روز دراز و درازتر میشه و صدالبته شیرین. : بابا ی جوووو دوت دایم(بابایی جون دوستت دارم)

توت تایا= توت فرنگی ، ایلای دوجاس؟(ایلای کجاست؟)و ...

جدیدا هم که خونه رو عوض کردیم و الان پونکیم پشت بوستان ...

خیلی دوست دارم دخمل عزیزتر از جونم

برچسب: نویسنده: آرشان مقدم تاريخ: سه شنبه 20 تير 1396 ساعت: 16:36

بابایی جوجاس(کجاست؟) ایلای طوطی ، بابایی طوطی ، مامانی طوطی در پاسخ به آیلین طوطی!!دوفاددااااا (دوستت دارم! ) ماشالله به دخمل گل خودم . شیطون و خرابکار به تمام معنا . مثلا مامان مربای توت فرنگی درست کرده بود و رو گاز بود تا خنک شه و تعریف هم میکرد مه عجب مربای خوشمزه ای شده . شب دیروقت فهمید که آی د

برچسب: نویسنده: آرشان مقدم تاريخ: سه شنبه 20 تير 1396 ساعت: 16:36

کوچولوی من چطوره؟ عزیزم وقتی زنگ میزنم خونه به زور گوشیو از مامان یا ایلای میگیری و دوس داری فقط حرف بزنی و مخصوصا که روز به زرو زبونت شیرین و شرین تر میشه. مامان میگفت : دیگه دخملم جمله سازی میکنه و چه شیین هم می سازی جملاتو عزیزک من.

19 روز دیگه تولد دخملمه و دو سالگیت تموم میشه .

خیلی خیلی خیلی دوستت دارم عزیزک بابایی

برچسب: نویسنده: آرشان مقدم تاريخ: سه شنبه 20 تير 1396 ساعت: 16:36

سلام وروجکم. اسنقد ووول میخوری و خرابکاری که طرف ده دقیقه ولت کنن خونه رو زیر و رو میکنی دخملک شیطون من. ماشالله زبونتم دارم میشه قد برج میلاد.اوج شیرین صحبت کردنته و قاطی دو زبونه حرف زدنتم زیادی شیرینش میکنه. خلاصه اول با دستور ، دوم با خواهش، نشد با گریه خواسته ات رو اجرا میکنیم!.. خلاصه ماشالله

برچسب: نویسنده: آرشان مقدم تاريخ: سه شنبه 20 تير 1396 ساعت: 16:36

سلام دخترک خیلی شیطون من

دخترک کوچولوی بابا این روزا یه چیزی فراتر از شیطنت هستش . بیرون مخصوصا تو این پاساژا که میریم اصلا نمیشه نگرت داشت. همش این ور و اونور در حال دویدن و سرک کشیدن به مغازه ها و دست زدن به همه چی هستی و هیچ حس چکینما نداری. بادکنک دست دیگرون رو میگیری و .... خوشم میاد از این حست که من هیچ وقت نداشتم!

خیلی خیلی دوستت دارم خوکشل بابایی . بببوووووس

برچسب: نویسنده: آرشان مقدم تاريخ: سه شنبه 20 تير 1396 ساعت: 16:36

آی سنگ النگدان اییای جان!!!

باییی جون گفتنات و توضیح دادنها و سوال کردنهای به زبان فارسیت منو کشته عزیزم.

آداش (آدامس)

دیشب سر شب داشتم درل میزدم به دیوار که تلویزیون که جیغ میزدی از ترس صدای درل و میگفتی باییی جون دیگه نزن!!!

.....

برچسب: نویسنده: آرشان مقدم تاريخ: سه شنبه 20 تير 1396 ساعت: 16:36

سلام دخملک من روز به روز شیرینتر و شیطونتر میشی عزیزم.دیروز مامان بردتت نزدیک خونه دکتر علاقی گوشاتو سوراخ کرده یود. شب که اومدم دیدم خیلی خوکشل شده بودی و دو تا گوشواره نگین دار رو گوشات بود و باید تا یکماه رو گوشت باشه. اولی رو که سوراخ کرده یود آخ هم نگفته بودی و دکتر گفته بود: چن ترکمن قیزها!! ا

برچسب: نویسنده: آرشان مقدم تاريخ: سه شنبه 20 تير 1396 ساعت: 16:36

شیطونیات دیگه به خودت غلبه کرده و هر جوری و با هر حربه ای باید حرف ، حرف خودت باشه. دیروز رفتیم هایپراستار . مامانی گشت و برات از این سبدایی پیدا کرد که زیرش ماشین عروسکیه که عاشقشی. با وجود اینکه سبد از اونا بود اما خدایییش پدرمونو در آوردی آآآ لییییییینم ! . اینو میخوام اونو میخوام . خواسته هات ی

برچسب: نویسنده: آرشان مقدم تاريخ: سه شنبه 20 تير 1396 ساعت: 16:36

اگرچه بشدت شلوغی عزیزم بازم بدجور میخوایمت و با حرف زدنهای و رفتارهای نازت همه مون حال میکنیم. شلوغی که میگم قابل توصیف با الفاظ نیستشا!! بیرون که بریم حالا هر جایی باشه ، مغازه، خیابون ، پارک و ... کلا رو اعصابی!!! ها ها هر کاری که دلت میخواد میکنی و هیچ چکن ملجه نمیکنی و حضور هیشکی برات اهمیت

برچسب: نویسنده: آرشان مقدم تاريخ: سه شنبه 20 تير 1396 ساعت: 16:36

صفحه بندی